X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : 25 اردیبهشت 1393 در ساعت 08:15 ~ چاپ مطلب
نویسنده : دامنه
عنوان :

نشست های انقلابیون دارابکلا در کجاها بود؟


برچسب‌ها : اتاق انقلاب دارابکلا
ده «اتاق انقلاب» دارابکلا

به نام خدا. تاریخ سیاسی دارابکلا. در این قسمت، ده «اتاق انقلاب» روستای دارابکلا را با شرحی کوتاه می نویسم. امید است با این نوشتن، ثواب آن نشست ها در این ده اتاق محوری محل، به روح والدین و آباء و اجداد من نثار گردد.

یکم: اتاق دوقلوی اختصاصی پسرعمه ام آق شفیع باجناق رفیقم سید علی اصغر شفیعی دارابی و سرور ارجمندم علی اکبر آهنگر (حاج موسی). آری، حجة الاسلام والمسلمین آسیدجواد شفیعی دارابی معروف به آق شفیع فرزند مرحوم حجة الاسلام حاج آق علی شفیعی.

دوم: اتاق انتهایی کنگره دار حاج کَبل سید محمد شفیعی دارابی برادر حجة الاسلام والمسلمین آسید حسین شفیعی دارابی. اتاقی پرخاطره هم برای امور انقلاب و هم برای امور محل. زیرا کبل سیدمحمد و علی اکبر آهنگر (حاج موسی)، آن زمان ها تا قبل از اجرای قانون شورا، قائم مقام شورای محل بودند.

سوم: اتاق کنارپله ی حاج علی کارگر، جانباز و به عبارتی شهید زنده دارابکلا.

چهارم: اتاق دنج و مکعب علی اکبر آهنگر (حاج موسی). از مسئولان اولیه کمیته انقلاب دارابکلا.

پنجم: اتاق دوباند مرحوم مصطفی مومنی جانباز بزرگ انقلاب.

ششم: اتاق بخاری هیزمی هادی (=اسحاق) آهنگر دارابی (حاج اسماعیل) یعنی پدرزن سید علی اصغر شفیعی). هادی از انقلابیون قبل از انقلاب و سرباز فراری مخفی از اصفهان به فرمان امام خمینی و از بزرگان جمع ما بود.


ایستاده از چپ: حسن صادقی. دامنه. علیرضا آهنگر. نشسته از راست: حسن آهنگر. مهدی مقتدایی. جعفر رجبی. سال 1360. میان شورش دارابکلا. عکاس: سیدعلی اصغر

هفتم: اتاق ایوان مرحوم پدرم حجة الاسلام شیخ علی اکبر طالبی دارابی. ویژۀ بحث های اخوی بزرگ و ارشدمان حجة الاسلام والمسلمین شیخ ابوطالب طالبی دارابی مشهور به شیخ وحدت، با سران انقلابیون محل که هنوز تجزیه و شکاف بندی نشده بودند. من چایی ده و سرَک کشِ نشست های این اتاق پر از خاطره هایم بودم!

هشتم: اتاق وزیری و بالخانۀ مرحوم حاج مرتضی آهنگر بسیجی رزمندۀ جبهه رفته. پدر رفیقان گرامی ام حسن آقا و آقامهدی. به عبارتی دیگر پدرزنِ شادروان یوسف علی رزاقی. که بدجوری نبودش رنجمان می دهد. دلم از فراقش خون و خون و خونه.

نهم : اتاق درازی جناب محمدحسین آهنگر. فرزند حاج غلام. پدر همین جناب عارف گرامی مان. البته در ابتدای انقلاب، که آقا محمدحسین عزیز ما مغترق در دریای جمع بوده، نه بعدها که مفترق در راه کم گردیده. البته او همچنان برای من به عنوان یک انقلابی سابق، گرامی ست؛ اما با هزاران نقد و گپِ رُک و گفت و رقاب و رَغبتم.

دهم: اتاق خاص پر از کتاب مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد آفاقی دارابی، که کمیته ای برای حل و فصل ها شده بود.


مسجدجامع دارابکلا. سال 1395. عکاس: جناب یک دوست

البته اتاق های دیگری هم بعداً به نشست ها و دورهم بحث و تبادل فکری کردن ها، اضافه شده بود. اما من از میان همه ی آنها، این ده اتاق را نمونه و شاهد آورده ام که نمونه ایی داده باشم؛ تا شما نسل جدیدی های بسی عزیز، و دوستدار انقلاب اسلامی، از گذشته تان بی خبر نمانید.

اینکه در این اتاق ها چه خبرها بوده (که خیلی هم داغ داغ بوده و گاه تا چاشت پیش می رفته) باشه برای شماره های بعدی تاریخ سیاسی دارابکلا. قبول؟

باز نیز تأکید کنم که اتاق ها بیشتر از 10 تا بوده که من ده نمونه را فاکتور گرفتم. از اینکه بقیه را نام نبردم، پوزش خواه همه ام و از من رنجور نگردند. (دامنه دارابکلا)
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.